بلایا

به دلیل جلوگیری از بلایای طبیعی، زلزله، انواع سوختگی، ...

بلایا

به دلیل جلوگیری از بلایای طبیعی، زلزله، انواع سوختگی، ...

موفقیت و امنیت در زندگی

برای موفقیت و امنیت خود و خانواده خود و تمامی افرادی که چه دانسته و چه ندانسته در زندگی بدخواه شما نیستند از واژگانی نظیر "سلامنعلیکم" و شبیه به آن استفاده کنید. همیشه خود را با واژگانی نظیر "سلامنعلیکم" پاسداری کنید و سعی کنید دقت کنید که در پس اعمال پلید خیلیها نیت های پلیدتری نهفته است. کسی که اشتباهی را در قبال شما پانصد بار تکرار میکند حتما مرضی دارد. لزوما آنگونه نیست که نیت خوبی داشته باشد. همیشه مراقب باشید.

پی نوشت: "سلامنعلیکم!"

مسائل جنگی

من در زمینه مسائل جنگی خودم به تنهایی هیچ نظریه ای ندارم. نظریات مهم در زمینه جنگی رو معمولا سایر اساتید دادن.

کاکو من تو دنیا علافی نمیکردم، من همش دنبال ژن برنزه بودم....

در روزنامه نیست، هیچ جای دیگه نیست، هیچ جای خاصی نیست، بیخود خودتونو گم نکنید، خبری نیست! مطلع باشید که خبر خاصی نیست! مراقب باشید بیخود به در و دیوار برخورد نکنید! اگه خواستید مراقب باشید! بجای شلوغ بازی الکی و معرکه راه انداختن خودتونو کنترل کنید!

کیفم پشتش یه زیپ داره که همه چی رو میذارم اون تو، کیف پولم اونتوو، آدامسم اونتوو، کلیدم اونتوو، عینکم اونتوو، حافظه یو اس بی اونتوو، پاکت سیگار و فندکم اونتوو، ام پی تری پلیرم اونتوو، فقط حیف که دیگه پول خوردامو نمیتونم اونتوو بذارم چون با این همه چیزی که اونتووه پیدا کردنشون اونم وقتی آدم به پول خورد نیاز داره، مثلا وقتی که سوار تاکسی میشه خیلی کار سختی میشه. پول خوردارو احتمالا باید بذارم توی یکی از زیپ های توی کیفم که خودش خیلی خنده داره. چون همه پول خورداشونو میذارن اونتوو و بقیه چیزاشونو میذارن تو کیفشون اما من برعکس، همه چیزو میذارم تو زیپ پشت کیفم و فقط پول خوردامو میذارم تو کیفم!

You Will Never Know, I wiiillll Always dooooo

در حمایت از کارگر

با کارگر ندیدی اسرار عشق و مستی، تا بیخبر بمیری در درد خودپرستی....

کارگر، یک بشر!

کارگر، یک بشر!

کارگر، یک بشر!

کارگر، یک بشر!

....

رپ فارسی

میگن فلسطینی نیس

با فلسطینی میخوان بهمون اماله کنن

که حالش نیس!

میشه داعش و بدتر

بدتر از داعش هم اونیه که

داعش راه میندازه و حتی عین خیالش نی!

اما من دیگه بین داعش و بدتر فرقش عین خیالم نی....

یو اف سی 188

پیام تسلی بخش من به "کین ولاسکز": دهن جان جونز سرویس! از دست دررفتی!


پی نوشت: حالا کم کم قضیه مرتد نبودن تو جامعه ما داره این میشه که هرکی دلش میخواد مرتد نباشه باید حتما خنده دار باشه. من خودم میدونم وبلاگم خنده داره. ولی خودم چی؟ خودم که اونقد خنده دار نیستم. اونو چیکار کنم

سریال پایتخت

سریال پایتخت خیلی غمگین و تلخ شروع شد. به نظرم میرسه که خیلی طبیعی به روحیات و احساسات مردم ایران توجه کرده باشه. امیدوارم که ادامه خوبی از این سریال ببینم و بتونم با عمق عاطفی اون رابطه برقرار کنم.

سهراب سپهری

از بچگی باور کرده بودم که آدمهای زیادی توی این مملکت بوده اند که ما به آثارشون دسترسی داریم و میتونن زندگی ماها رو با اندیشه های بلند خودشون خیلی بهتر از اینی که هست بکنن. نمونه اش سهراب سپهری. خیلی ذوق مرگ شدم توی زندگی وقتی که فهمیدم باور بچگی من اشتباه نبوده و خودم کلی چیز ازشون یاد گرفتم. البته به چه قیمتی؟ به قیمت همین ذوق مرج شدن. حالا خوددون گضاوت کنید. کدومج بیشتر میرزه؟ ذوق مرگ شدن یا ذوق مرج نشدن؟

نوک تپه!

یه زمانی من تنهایی نوک یه تپه ای زندگی میجردم، که اونجا خیلی اتفاقات عجیب گریبی برای من رخ داد، بهتون توصیه میگنم اجه تونستید حتما برید اون نوج تپه رو ببینید. هیجوقت ضرر نمیکنید.

احادیث نبوی

اوصیکم بالبلی استیشن، فیها دکمات المتعدد و فی اوری جیم ترکیبات دکمات المفید!

در مسیر حق

در مسیر حق میگم (میگن)(البته یه عده دیگه!) که آدم اگر نمیتونه بیشتر مجاهدت بکنه و خودش میدونه که ضعف داره، بهتره که همونجا در مسیر حق ضعف خودشو بپذیره تا اینکه بخواد خدای نکرده ادعای بزرگی بکنه درباره خودش که بدتر از مسیر حق دور بیفته. بد میگم؟

احبدینجاد، خاتمی، بیوندتان مپارک....

بلایای طبیعی

شانس آوردید از هزاران سال بلای طبیعی جلوگیری کردم. یا نه قراره همین فردا زلزله بیاد؟ یا سیل، یا یه جیز دیگه، یا یه همجون جیزی گه اگه آدم حواسشو بهش جمع نکنه ممکنه بدجوری حال آدمو بگیره. مثلا لنگه همون جیزایی که قبلا از این هم شده بود. یه جیزایی که جه میدونم خودتون بهتر میدونید. آهان نمیدونید؟ ای وای بازم احبدینجاد. فکر کنم همین فردا قراره باز سر و کله اش پیدا بجه. اگه من خدارو پیدا میکردم حتما ازش این سوالو میپرسیدم که جرا راه فراری از احبدینجاد نیست؟ جرا همه بدخواه مدخوان؟ جرا نمیشه رو جیزی حساب کرد بدون اینکه اون جیز اون روی احبدینجاد خودشو به آدم نشون بده. جرا؟ نکنه همه جیز دارن تلاش میکنن به آدم ثابت کنن بدون احبدینجاد دنیا وجود نداره و این احبدینجاده که همه باید قبول کنن. جرا حتی خارجی ها هم همون کارو میکنن؟ نکنه همه میخوان ما از سرطان پروستات بمیریم؟ یا اینکه از اعصاب خوردی سکته کنیم. ای تف به ذات نجس کل احبدینجاد و هفت پشت و جد و آباد نامسلمون منحرف هرچی شیپیش ناسالمه توی دنیا بکنن که از سر تا پا لنگه اش فقط توی خوارج پیدا میشه و بس. مثلا مثل ابن ملجم یا یه همچون آدم گهی!

رستگاری نزدیک، لای گلهای حیاط....

اخیرا احساس میکنم نیازم به خدا بیشتر شده، اما نمیدونم باید چطوری از خدا استفاده کرد. شاید باید برم دنبال کارهایی که میتونه منو به خدا نزدیکتر بکنه. اما چجوری؟ من اصلا نمیدونم خدا چجوریه؟ من کلی عیب و ایراد دارم! از کجا معلوم خدا از همه عیب و ایرادهای من خوشش بیاد؟ باشه میگن خدا بخشنده اس و آدم میتونه رو این بخشندگی حساب کنه! خلاصه ما که تصمیم گرفتیم این ماه رمضونی روی بخشندگی خدا حساب کنیم. شما رو که نمیدونم! البته ما به همه روزه داران احترام میذاریم. دود سیگارمونو توی صورت هیچ روزه داری فوت نمیکنیم. سعی میکنیم جلوی آدمهای روزه دار چیزی که به طور جدی گشنگی آدمو برطرف کنه نخوریم. به هر حال ما بدنبال آزار آدم روزه دار نیستیم. آدم روزه دار هم دلش میخواد استقامت خودشو به خودش ثابت کنه. خلاصه ما به یک دنیای عجیبی تعلق داریم. اکثر کارهایی که میکنیم در واقعیت خیلی باب میل مذهبیون نیست چون مذهبیون بعضی وقتها اعتقاداتی دارند که باید همه جا مذهبشان را قوی کنند. به یک مذهب هم دهن کجی کردن کلا به نفع کس خاصی نیست. خوب نیست به طور کلی دهن کجی به اسلام. دوستان مسلمان مذهبی زیاد به دل نگیرند. چون ما هم که میدونید، بالاخره ناسلامتی مسلمون به حساب میایم و لااقل اصول دینمون درسته. نه مثل خیلیا دم از اسلام بزنیم و خودمون مرتد باشیم! خلاصه ما صرفا بار گناهانمون زیاده! بار گناهانمونه که کمرمونو تو زندگی شکسته. باید روی بار گناهانمون کار بکنیم. باید سعی بکنیم از گناهانمون لطمه نخوریم یا کمتر لطمه بخوریم. که اینا همون معنی احتیاط واجب و احتیاط مستحب و مکروه و اینجور چیزاس. کارای مکروه رو هم مثلا مثل گربه نگه داشتن، اگه نظر منو میخواید حتما انجام بدید. این یک آزادی هست که اسلام در اختیار مسلمین گذاشته و اصلا هم ناقض اصول دین نیست. خلاصه اینو میخوام بگم که هر غلطی خواستید بکنید بکنید اما مراقب باشید مرتد به حساب نیاید. مرتد به حساب اومدن ضایع ترین کاریه که آدم میتونه در اسلام و به طور کلی در سطح اجتماع انجام بده. آدم از نظر اجتماع هم مرتد به حساب بیاد خوب نیست. حالا جامعه میتونه نظر خودشو داشته باشه. یعنی دردسرش زیاده. آدم نباید دنبال دردسر بگرده. خوب نیست آدم دنبال دردسر زیادی باشه. آدم باید بتونه صرفا مرتد به حساب نیاد. مرتد به حساب نیاد حداقل توسط یک چیزی میتونه اون انسان رو بپذیره. حالا بعضی وقتها اون چیزهایی که میتونن انسان رو بپذیرن خودشون مرتد میشن که انسان در اون وضعیت کار خیلی مسخره ای رو در زندگی در پیش روی خودش میبینه. که اصلا تف تو ذات زندگی در کل! اما بعد زندگی به آدم حالی میکنه که بچه جون، اگه همین چیزا نبود من چطوری باید میتونستم خودمو در طول زمان طولانی حفظ و محافظت بکنم. بعد آدم به زندگی میگه میشه لطفا بیخیال من بشید؟ از نظر قانونی من میتونم هر کاری دلم میخواد بکنم. اصلا به شما ربطی نداره. بعد زندگی برمیگرده به آدمه میگه، آهای آدم، حواستو جمع کن، تو بدون من هیچی نداری. قانون به چه دردت میخوره؟ بعد اونجاس که به طور کلی آدم قات میزنه و تا فیهاخالدونش میریزه بیرون و به هزار جور درد و مرض و بدبختی دچار میشه. زندان دهر که میگن یه همچون جاییه. آدم اگه بتونه خودشو از اونجا نجات بده و برای زندگیش ارزش قائل باشه، زندگی آدم دوباره به آدم این فرصت رو میده که به دنیا برگرده و بتونه همون چیزی بشه که دلش براش تنگ شده بوده!

ماجرای نیاز خداوند به ما!

اخیرا احساس میکنم باید برم خر یه عده ای رو بگیرم، بگم فلان جا نوشتن که خدا اصلا از بشر بینیازه! خدا نیاز به کمک بشر نداره! بشر باید از کمک خدا بتونه استفاده کنه!

میخوام برم آمریکا چند سال دیگه، یه حزب راه اندازی کنم به نام "ده سانز آف گاد" و خودم هم رهبری حزبو بدست بگیرم. بعد با جمهوری اسلامی وارد مذاکره بشم!

یکی از خوبیهای باشگاه بدنسازی ما

یکی از خوبیهای باشگاه بدنسازی ما اینه که همه کسایی که اونجا کار میکنن سعی میکنن به همه کسایی که ورزش میکنن انگیزه بدن که بهتر ورزش کنن. یعنی باشگاه فقط به فکر پول گرفتنش نیست. تلاش میکنه باشگاه ایده آلی هم برای همه باشه. من شاید در تمام طول عمرم خیلی کمتر جایی رو دیده باشم چه در ایران و چه در کشورهای دیگه ای که رفتم که همچین جوی بر یک مکان حاکم باشه!

برو ای گدای مسکین در خانه علی زن، که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را....

RadioActive

I am waking up,

I am feeling in my bones,

to make my system grow,

Welcome to the new age,

to the new age,

Welcome to the new age,

to the new age,

WoooooOO, WOOOOOoooOOA,

RadioActive,

RadioActive,

Old system has gone,

Sign hasnt died,

Deep in my bones,

Straight from inside,

...


من دیگه در نهایت تونستم به خودم بقبولونم که تمام اون حرفهایی که درباره آینده ام به من گفته بودن دروغ بود و من مجبورم همینطوری زندگی خودمو در پیش بگیرم. باشه اشکالی نداره. اینیکیو کوتاه میام. یا هر جور خودتون خواستید حساب کنید. میدونم که از این هر جور خودتون خواستید خوشتون نمیاد. ولی باور کنید مشکلات به حدی زیاده که آدم اصلا نمیتونه توقعی درباره آینده اش از کسی داشته باشه. خواستم دستتونو باز بذارم که هر جور خواستید درباره آینده خودتون تصمیم بگیرید. من دیگه قبول کردم که تمام اون حرفهایی که درباره آینده ام به من گفته بودن دروغ بود!

گربه

یکی از باحالیای گربه اینه که گربه آدمو میشناسه. گربه خیلی خوب آدمو میشناسه. من تا زمانی که میتونم احساس گربه ها نسبت به خودمو توی خیابون ببینم مسلما هیچوقت حوصله ام از زندگی سر نمیره.

پیشنهاد رشوه

به من اطلاع دادن که احبدینجاد تماس گرفته و پیشنهاد رشوه داده که بیخیالش شم. من باید بگم که این رو هم علاوه بر اون بیست و سه شکایت خودم شکایت میکنم که بشه بیست و چهارتا. من تو وبلاگنویسی از هیچ کس رشوه قبول نمیکنم. این به هیچ عنوان در مرام یک وبلاگ نویس حرفه ای نیست!

احبدییییییییینجاد، ولم کن مزخرف....

پاسخ سریع احبدی نجادیها

در پاسخ به اینکه دوست دارید مثل آدم زندگی کنید یا مثل گاو؟ احبدی نجادی ها پاسخ دادند که دوست داریم تو (یعنی من!) مثل گاو زندگی کنی. که من مخالفم، اگر من مثل گاو زندگی کرده بودم که تا حالا به جایی نرسیده بودم که به درد بقیه بخورم. گاو هم که بجز جفت گیری به هیچ درد هیچ گاو دیگه ای نمیخوره!

شائبه فمنیستی بودن احبدی نجادیها

از من پرسیده شد که آیا منظور از احبدی نجادیها همون فمنیستهاست؟ و من گفتم آفرین! بعله! احبدینجادیها همون فمنیستها هستند. حالا خودتون اگه دوست داشتید برید به احبدی نجاد و فمنیستها خوب فکر کنید و تصمیم بگیرید که آیا دوست دارید مثل گاو زندگی کنید یا مثل آدم. اگه دوست دارید مثل گاو زندگی کنید که خب گاو تکلیفش خوب مشخصه. گاو میره چرا و خیلی نه وظیفه ای در قبال کسی داره غیر از شیر دادن و نه کسی وظیفه ای در قبال گاو داره غیر از چرا بردن. اگر غیر از گاو چیز دیگری رو میپسندید مثلا آدم به مسئله احبدی نجادیها و فمنیست یه مقدار دقیقتر فکر کنید. چون من حتما یه کوفتی سر این قضیه برام اتفاق افتاده که بهش پی بردم!

نفرین احبدی نجادیها

هنوز دقایقی از مطرح کردن قضیه احبدی نجاد نگذشته بود که موج مخالفت احبدی نجادی ها بلند شد. که این خودش جای خوشحالی زیادی برای اونها داره. چرا که اونها که نمیتونن فکر کنن! اونها که نمیتونن درست باشن! اونها که نمیتونن! اونها فقط میتونن چت کنن! یعنی چت به معنی مسنجر و اینها نه ها! یعنی اون هم آره! اما چت به معنی اینکه برن چت کنن رو احبدی نجاد یا هرچی دیگه بدون اینکه به کسی بگن. ای وای که چقده نازه این احبدی نجاد!

در روزنامه بود (احمدی نجاد)

در روزنامه بود که احمدی نجاد بیست و سه بار به دادگاه احضار شده ولی نرفته. که این کاملا در تناقض با اون بود که من گفته بودم همه کس و کار احمدی نجاد افتاد زندان ولی خودش هیچیش نیست. اما یه جورایی در تناقض هم نیست. چرا؟ چون اگه قرار باشه احمدی نجاد بره دادگاه که دیگه احمدی نجاد نیست! که دیگه مملکت مملکت نشد! اونوقت تکلیف علاقه احساسی خیلی ها با احبدی نجاد چی میشه؟ مگه میشه؟ مگه ممکنه احبدی نجاد به دادگاه احضار شه و بره دادگاه؟ میدونید چه قشر فرهیخته ای با احبدی نجاد خاطره دارن؟ از دادگاه درخواست میکنیم که خودشون مساله به این مهمی رو بیشتر درک کنند و با احساسات مردم بازی نکنند!

در ادامه معصوم نبودن

من خودم از اون آدمهایی بودم که اعتراف کردم معصوم نیستم. در ادامه معصوم نبودن مسلما درباره خیلی کارهایی که در گذشته انجام دادم شرمنده هستم. این خودش خیلی فرق میکنه با کسی که معتقد باشه معصوم نیست و از بعضی کاراش شرمنده هم نباشه. واقعا معقول به نظر میاد که ما از اشتباه کردن در بعضی موارد هراسی نداشته باشیم چون به هر حال اشتباه اجتناب ناپذیره، اما به هر حال میتونیم تلاش کنیم اشتباهات خودمون رو جبران کنیم. این شاید خودش به نوعی یک روش باشه برای اینکه آدم سرنوشت خودشو در دست بگیره یا شاید هم برعکس، خودشو توی زندگی له و لورده کنه. من خودم از اون آدمهایی هستم که به قدری وضعم خراب بود له و لورده شدم اما بعد از له و لورده شدن تونستم باز خودمو بسیار بهتر از قبل زنده کنم. به آدمهایی مثل من معمولا میگن طرف گرگ بارون دیده اس!

در روزنامه بود (هیلاری کلینتون)

در روزنامه بود که درباره هیلاری کلینتون هم یک عده ای خوشحالند و تشویق میکنند که رییس جمهور شه، هم یه عده ای اتهام فساد مالی و اینا زدن. نظر من در مورد هیلاری کلینتون اینه که واقعا هیلاری کلینتون با وجود اینکه زنه قادر هست در زمینه اقتصاد انقلابی عمل کنه. به نظرم هیلاری کلینتون آدم خوبیه. اما برای سیاست در حد ریاست جمهور یه مشکل اصلی داره. مشکل اصلی هیلاری کلینتون اینه که معمولا همیشه کارش در سیاست هم بیش از حد به پول و مسائل مالی گره میخوره. این احتمالا برای هیلاری کلینتون یک نقطه ضعف به حساب میاد. اگر رییس جمهور نشه هم برای خودش و هم برای امنیت بقیه بهتر میشه. اما اگر از عرصه اقتصاد انقلابی بره بیرون خیلی در دنیا دیگه اتفاق جالبی نمیتونه بیفته.

حسن روحانی

حسن روحانی مسلما در کل خیلی به درد ایران خورد. حالا در کل یعنی چی؟ یعنی اگر ایران رو یک کشور فرض کنیم و فرض کنیم که رییس جمهور اون کشور مسوول هست که به گذشته کشور دقت کنه و برای حال و آینده برنامه ریزی کنه حسن روحانی برای کشور فرضی ایران خوب بود! حالا چرا کشور فرضی؟ چون ما کلا خیلی در ایران روح ملیتی و هویت ملیتی مشخص، ثابت، پایدار و متحدی نداریم. حالا بیخیال. تنها نکته ای که از نظر من کمی دور از ذهن به نظر میرسه اینه که روحانی بتونه مشکل اشتغال ملت رو به نحو مناسبی سر و سامان بده. وضع مملکت در حال حاضر به نوعی ناجور هست که ایجاد اشتغال معنی دار، یعنی اشتغالی که به سود جامعه و کشور و مردم تموم بشه اونقدر توی مملکت نیست. حالا ممکنه من خودم مثلا شانس بیارم برای مدتی بتونم کار درست و حسابی بکنم اما وضع مملکت در کل طوری نیست که بگیم با وضعیت اشتغال و سیستم کاری فعلی کسی میتونه روی امنیت شغلی خودش حساب کنه، یا اینکه مملکت میتونه روی حل مشکلات خودش توسط اشتغال ملت حساب کنه. خب مگه ما تو ایران مشکل زیاد نداری؟ مگه مشکل خیلی نداریم؟ مگه مشکل خیلی خیلی خیلی نداریم؟ مگه در بعضی زمینه های احمقانه خیلی خیلی خیلی خیلی مشکل نداریم؟ مگه نمیشه خیلی از اون مشکلات خیلی خیلی خیلی خیلی احمقانه رو با اشتغال معنی دار به "سادگی" سر و سامان داد؟ چرا میشه! اما ما لزوما در جهتی حرکت نمیکنیم که اون کارو بکنیم و سنگ اندازیهای بسیاری بوسیله انواع و اقسام وطن فروشان در اون زمینه بوجود میاد. متاسفانه اونقدر به حد کافی در این مملکت نیت پاک وجود نداره که "بخواد" مشکل حل بشه.

شاه بیت غزل ریاست جمهوری احمدی نجاد! (اینجا گودبای پارتی محموده!)

احمدی نجاد، در آخرین ماههای ریاست جمهوریش سفری به مصر داشت تا برای اخوان المسلمین صحبت کند. محمود احمدی نجاد در کنار یکی از اخوان المسلمین ایستاده بود میان انبوهی جمعیت. و اخوان المسلمین ابتدا چیزهایی گفت و بعد میکروفن را داد به محمود. محمود همینکه میکروفن را گرفت یک نفر از بیرون کادر آمد تو با کفش زد توی سر محمود و محمود سخنرانی اش ناتمام ماند! محمود پس از بازگشت به جنوب رفت تا کارخانه قند و شکری را افتتاح کند!