برای موفقیت و امنیت خود و خانواده خود و تمامی افرادی که چه دانسته و چه ندانسته در زندگی بدخواه شما نیستند از واژگانی نظیر "سلامنعلیکم" و شبیه به آن استفاده کنید. همیشه خود را با واژگانی نظیر "سلامنعلیکم" پاسداری کنید و سعی کنید دقت کنید که در پس اعمال پلید خیلیها نیت های پلیدتری نهفته است. کسی که اشتباهی را در قبال شما پانصد بار تکرار میکند حتما مرضی دارد. لزوما آنگونه نیست که نیت خوبی داشته باشد. همیشه مراقب باشید.
پی نوشت: "سلامنعلیکم!"
با کارگر ندیدی اسرار عشق و مستی، تا بیخبر بمیری در درد خودپرستی....
کارگر، یک بشر!
کارگر، یک بشر!
کارگر، یک بشر!
کارگر، یک بشر!
....
میگن فلسطینی نیس
با فلسطینی میخوان بهمون اماله کنن
که حالش نیس!
میشه داعش و بدتر
بدتر از داعش هم اونیه که
داعش راه میندازه و حتی عین خیالش نی!
اما من دیگه بین داعش و بدتر فرقش عین خیالم نی....
پیام تسلی بخش من به "کین ولاسکز": دهن جان جونز سرویس! از دست دررفتی!
پی نوشت: حالا کم کم قضیه مرتد نبودن تو جامعه ما داره این میشه که هرکی دلش میخواد مرتد نباشه باید حتما خنده دار باشه. من خودم میدونم وبلاگم خنده داره. ولی خودم چی؟ خودم که اونقد خنده دار نیستم. اونو چیکار کنم 
I am waking up,
I am feeling in my bones,
to make my system grow,
Welcome to the new age,
to the new age,
Welcome to the new age,
to the new age,
WoooooOO, WOOOOOoooOOA,
RadioActive,
RadioActive,
Old system has gone,
Sign hasnt died,
Deep in my bones,
Straight from inside,
...
در پاسخ به اینکه دوست دارید مثل آدم زندگی کنید یا مثل گاو؟ احبدی نجادی ها پاسخ دادند که دوست داریم تو (یعنی من!) مثل گاو زندگی کنی. که من مخالفم، اگر من مثل گاو زندگی کرده بودم که تا حالا به جایی نرسیده بودم که به درد بقیه بخورم. گاو هم که بجز جفت گیری به هیچ درد هیچ گاو دیگه ای نمیخوره!
از من پرسیده شد که آیا منظور از احبدی نجادیها همون فمنیستهاست؟ و من گفتم آفرین! بعله! احبدینجادیها همون فمنیستها هستند. حالا خودتون اگه دوست داشتید برید به احبدی نجاد و فمنیستها خوب فکر کنید و تصمیم بگیرید که آیا دوست دارید مثل گاو زندگی کنید یا مثل آدم. اگه دوست دارید مثل گاو زندگی کنید که خب گاو تکلیفش خوب مشخصه. گاو میره چرا و خیلی نه وظیفه ای در قبال کسی داره غیر از شیر دادن و نه کسی وظیفه ای در قبال گاو داره غیر از چرا بردن. اگر غیر از گاو چیز دیگری رو میپسندید مثلا آدم به مسئله احبدی نجادیها و فمنیست یه مقدار دقیقتر فکر کنید. چون من حتما یه کوفتی سر این قضیه برام اتفاق افتاده که بهش پی بردم!
هنوز دقایقی از مطرح کردن قضیه احبدی نجاد نگذشته بود که موج مخالفت احبدی نجادی ها بلند شد. که این خودش جای خوشحالی زیادی برای اونها داره. چرا که اونها که نمیتونن فکر کنن! اونها که نمیتونن درست باشن! اونها که نمیتونن! اونها فقط میتونن چت کنن! یعنی چت به معنی مسنجر و اینها نه ها! یعنی اون هم آره! اما چت به معنی اینکه برن چت کنن رو احبدی نجاد یا هرچی دیگه بدون اینکه به کسی بگن. ای وای که چقده نازه این احبدی نجاد!
در روزنامه بود که درباره هیلاری کلینتون هم یک عده ای خوشحالند و تشویق میکنند که رییس جمهور شه، هم یه عده ای اتهام فساد مالی و اینا زدن. نظر من در مورد هیلاری کلینتون اینه که واقعا هیلاری کلینتون با وجود اینکه زنه قادر هست در زمینه اقتصاد انقلابی عمل کنه. به نظرم هیلاری کلینتون آدم خوبیه. اما برای سیاست در حد ریاست جمهور یه مشکل اصلی داره. مشکل اصلی هیلاری کلینتون اینه که معمولا همیشه کارش در سیاست هم بیش از حد به پول و مسائل مالی گره میخوره. این احتمالا برای هیلاری کلینتون یک نقطه ضعف به حساب میاد. اگر رییس جمهور نشه هم برای خودش و هم برای امنیت بقیه بهتر میشه. اما اگر از عرصه اقتصاد انقلابی بره بیرون خیلی در دنیا دیگه اتفاق جالبی نمیتونه بیفته.
حسن روحانی مسلما در کل خیلی به درد ایران خورد. حالا در کل یعنی چی؟ یعنی اگر ایران رو یک کشور فرض کنیم و فرض کنیم که رییس جمهور اون کشور مسوول هست که به گذشته کشور دقت کنه و برای حال و آینده برنامه ریزی کنه حسن روحانی برای کشور فرضی ایران خوب بود! حالا چرا کشور فرضی؟ چون ما کلا خیلی در ایران روح ملیتی و هویت ملیتی مشخص، ثابت، پایدار و متحدی نداریم. حالا بیخیال. تنها نکته ای که از نظر من کمی دور از ذهن به نظر میرسه اینه که روحانی بتونه مشکل اشتغال ملت رو به نحو مناسبی سر و سامان بده. وضع مملکت در حال حاضر به نوعی ناجور هست که ایجاد اشتغال معنی دار، یعنی اشتغالی که به سود جامعه و کشور و مردم تموم بشه اونقدر توی مملکت نیست. حالا ممکنه من خودم مثلا شانس بیارم برای مدتی بتونم کار درست و حسابی بکنم اما وضع مملکت در کل طوری نیست که بگیم با وضعیت اشتغال و سیستم کاری فعلی کسی میتونه روی امنیت شغلی خودش حساب کنه، یا اینکه مملکت میتونه روی حل مشکلات خودش توسط اشتغال ملت حساب کنه. خب مگه ما تو ایران مشکل زیاد نداری؟ مگه مشکل خیلی نداریم؟ مگه مشکل خیلی خیلی خیلی نداریم؟ مگه در بعضی زمینه های احمقانه خیلی خیلی خیلی خیلی مشکل نداریم؟ مگه نمیشه خیلی از اون مشکلات خیلی خیلی خیلی خیلی احمقانه رو با اشتغال معنی دار به "سادگی" سر و سامان داد؟ چرا میشه! اما ما لزوما در جهتی حرکت نمیکنیم که اون کارو بکنیم و سنگ اندازیهای بسیاری بوسیله انواع و اقسام وطن فروشان در اون زمینه بوجود میاد. متاسفانه اونقدر به حد کافی در این مملکت نیت پاک وجود نداره که "بخواد" مشکل حل بشه.