بلایا

به دلیل جلوگیری از بلایای طبیعی، زلزله، انواع سوختگی، ...

بلایا

به دلیل جلوگیری از بلایای طبیعی، زلزله، انواع سوختگی، ...

سوره حدید

در زمینه سوره حدید هم باید عنوان کنم که جا داره تمامی ورزشکاران ما از خر شیطون بیان پایین و گردنبند متال استفاده کنن!

چرا نه به خاتمی؟ اتنخاب خاتمی مسلما قدمی رو به عقب است. من برای خاتمی اصالتی قائل نیستم، برای اصول و ارزشهایی (قابل تغییر تدریجی) اصالت قائلم که بتوانند شالوده های جامعه را در راستای تعادل به سمت معیارهای پیشرفت بهتری سوق دهند.

پیام من به اساتید هیئت علمی

قمممممممممممممممممبولیا، دومممممممممممممممممبولیا، دمممممبه ها، بوششششششوگا، زممممممممبه ها، دومممممممممممبولیا، قومممممممممبولیا....

چرا نه به خاتمی؟ چون خاتمی یک روحانی قاجاری به حساب میاید و فاقد شخصیتی رو به جلو و هویتی میباشد که منجر به هرگونه پیشرفتی حتی اندک شود!

خاطرات ناگفتنی من از امام

همیشه بدنبال این باشید که خودتان به دست خودتان کاری کنید!

ابر انسان پوپولیستی!

اخیرا یه آقایی میاد باشگاه بدنسازی که من هر وقت میبینم دور از جون شما یاد ابر انسان میفتم. یا یه همجون جیزی جه فجت تو جارتونا پیدا بجه که اجه اودجودی بجه جقد جوب میجه!

در حقیقت

هیچ میدانید در حقیقت درصد بسیار بالایی از مردمی که در غرب و شرق و سایر جاهای دنیا زندگی میکنند مدت زمان خیلی بیشتری را از ایرانی ها به تزکیه نفس میپردازند؟

DARAARARARARA DARARA  DARAARARARARA DARARA DARARARARARARA RARARARARARARA RARARARAR

موسیقی دابز

از زمانی که تلویزیون موسیقی دابز پخش کرد من دیگه مطمئن شدم که حتما یه اتفاقی تو این مملکت افتاده!

ببینید، در مقایسه حافظ و مولوی باید مثلا گفت که این شعر قبلی حافظ که توش میگه: "از خلاف آمد عادت بطلب کام که من .... کسب جمعیت از آن زلف پریشان کردم!" خیلی توپتره از اون که مولوی میگه: " از قضا سرکنگبین صفرا فزود .... روغن بادام خشکی میفزود" خب یعنی حافظ اونقدر زرنگتر بوده که یک چیزی که توی عرفان چپکی اتفاق میفتاده رو برای خودش خوب رقم بزنه و مولوی در اون شرایط چه ناک اوتی شده بوده!

حافظ!

سال‌ها پیروی مذهب رندان کردم

تا به فتوی خرد حرص به زندان کردم

من به سرمنزل عنقا نه به خود بردم راه

قطع این مرحله با مرغ سلیمان کردم

سایه‌ای بر دل ریشم فکن ای گنج روان

که من این خانه به سودای تو ویران کردم

توبه کردم که نبوسم لب ساقی و کنون

می‌گزم لب که چرا گوش به نادان کردم

در خلاف آمد عادت بطلب کام که من

کسب جمعیت از آن زلف پریشان کردم

نقش مستوری و مستی نه به دست من و توست

آن چه سلطان ازل گفت بکن آن کردم

دارم از لطف ازل جنت فردوس طمع

گر چه دربانی میخانه فراوان کردم

این که پیرانه سرم صحبت یوسف بنواخت

اجر صبریست که در کلبه احزان کردم

صبح خیزی و سلامت طلبی چون حافظ

هر چه کردم همه از دولت قرآن کردم

گر به دیوان غزل صدرنشینم چه عجب

سال‌ها بندگی صاحب دیوان کردم

وضعیت نسبی ما!

عشقت رسد به فریاد گر خود بسان حافظ، قرآن ز بر بخوانی با چهارده روایت!

هیکل میکل میزوون

باشه اصلا دیگه حجت بر من تمام شد که هیکل میکل میزونو دیگه خودم از سطح پیشرفت هیکلم خیلی راضیم!

مممد نبودیییییییییی ببینیییییییییییییی! شهر آزاد گشته، خون یارانت پر ثمر گشته! آآآآآآآآآه و واویلاااااااااااا.... کووووووووووووووووووو؟

نظر فعلی من در مورد خاتمی

ببینید، ضایعتر از اینکه من نظرمو درباره خاتمی عوض کنم مگر چیز دیگری هم توی دنیا ممکنه؟ نه! من اگه نظرمو درباره خاتمی عوض کنم اونوقت ضربه های جبران ناپذیری به بشریت وارد خواهد شد. به همین دلیل نظرم اینه که نه نباید ما نظرمونو در مورد خاتمی عوض کنیم! ما باید نظرمونو در مورد خاتمی ثابت نگه داریم!!!!!!!!!!!!!

درباره ایمان به خدا

بابا دیگه از بچه دوساله هم بپرسی میفهمه که من دیگه به خدا ایمان آوردم و نمیتونم کار دیگه ای کنم! باباجون ایمان به خدا زندگی آدمو زیر و رو میکنه. بعضی وقتها هم خدا الکی به آدم حال میده. خلاصه به نظرم تنها نگرانی خدا از همه اینه که باباجون! همه باید یکمی توقعات خودشون رو در زندگی بیارن پایین! اون وضعیت بریز و بپاش و آخرین مدل و هرچی، ممکنه که برای خیلی ها خیلی هم خوب و آرامش بخش باشه. اما خودشون هم خوب میدونن خوباشون که خوب و آرامش بخش بودن در زندگی بیش از حدی نمیتونه منجر به کسب قدرت بشه. پس همه اگر درست فکر کنن متوجه میشن که خدا لزومی نداره طبق میلشون رفتار کنه. مثلا اگر خدا بخواد طبق میل هر دو نفری که با هم اختلاف دارن نتیجه ای به بار بیاره، چکار میکنه؟ باید بشینه مشکلات هردوشونو بررسی کنه ببینه چطوری میشه مشکر هردوشونو حل کرد. اما خدا اهل این حرفها نیست. خودش هم از قدیم گفته که بعضی ها رو میفرستن جهنم! همه هم باید همیشه حواسشون جمع باشه که کار احمقانه ای نکنن که خودشونو بدبخت کنن. همین.

شعر جدید اصلاحات

ای کیم، ای کیم، ای کیم به فدای جگر تو

بس تیر که ننشست دگر بر کمر تو


از روز ازل گنده و ناباور عشقی

تا روز ابد با ضرر پول تو مشقی


ای ناز جوکر از بغل تو

ای کار مهم در پدر تو


ای دمبه که ناگه در مایی

تا آخر دنیا تو دگر عامل مایی


ای کاشف الکل ضرر تو

ای خالق اسکل پدر تو


تا آخر عمرت تو نبینی دگر تو

تا آخر عمرت تو بمانی ضرر تو


از دسته مرغان هواخواهی نوری

تو بار دگر بر سر خائن همه زوری!


پی نوشت: منظور از کیم، کیم رهبر کره شمالیست!

کمونیست ها

کمونیست ها کین؟ همین روسی ها! همین چینی ها! همین کره شمالی ها! همین همه اونهایی که حکومت همیشه تونسته از حمایتشون استفاده کنه اما در نهایت قراره اسلامیه!

پیام من به همه کسانی که از من شاکین!

بابا من که ضایع نیستم، خاتمی خیلی ضایع تر از این بود!

پیام من به همه

باباجون! من خودم نسبتا اونم!

البته در مورد پست قبل جا داره عنوان کنم که در صدر اسلام هم به همون منوال بوده. مثلا شیعه و سنی از همون ابتدا جای دوست و دشمن رو عوضی گرفته بودن تا اینکه یه چیز دیگه اومد زد تو سر همشون!

در روزنامه بود

در روزنامه بود که مقام معظم رهبری فرمودند برخی گروههای اسلامی در برخی از کشورها جای دوست و دشمن را اشتباه گرفته اند. جا داره تشکر کنیم از مقام معظم رهبری که کلا دیگه زین پس با این جمله همه به قدری گیج و منگ شدن که همه اصلا جای خودشونو با خودشون هم عوضی گرفتن. همه همه چیو با هم عوضی گرفتن. اصلا دیگه همه چی قاطی پاتی شد!

پیام من به کمونیست ها

والله به خدا کمونیستی از فلاکت ما با خاتمی خیلی راحتتر بود. بیاین خودتون هممونو کمونیست کنین!

پیام من به وزارت اطلاعات

دوستان عزیز، اطلاعات برای هر کشوری متشکل از یک سری گزاره است که هرکدام یا درست اند یا نادرست. اگر اطلاعات خود را به سوابق و توانایی های قلیل عده ای شکست خورده گره بزنید مسلما گزاره های درست و نادرستی که برای تشخیص مسیر خود انتخاب میکنید بسیار به شکست منجر خواهند شد. بهتر است برای ارزیابی درستی یا نادرستی گزاره ها به جای افراد خاص از اصول مستحکمی استفاده کنید.

پیام من به وزیر امور خارجه

گول خوردی آی گول خوردی، دارارارام، مثل یه مونگول خوردی، دارارارام، جواب عالی دادی، غنچه بودی شکفتی، غنچه بودی شکفتی....

قهار شاس بازی مقهور شاس کرده است

بی شاس باز با ما قصد مزاح کرده است


بی عزم شاس بازی زندان دهر دیده است

از شاس بار دیگر دندان سگ شکسته است!

MOOOOOMMMMYYYYY!!!!, Where is FluFy?

یه نکته دیگه هم قبل از اینکه ترمز دستی آخرو بکشم بذار بگم، که میگن آدم و حوا در بهشت بودند تا اینکه شیطون گولشون زد. حالا شیطون یه بار گولشون بزنه مساله ای نیست. دوبار گول بزنه مساله ای نیست. سه بار گول بزنه مساله ای نیست. از چهار بار به بعدش که دیگه واسه ما خاطره اس. به هر حال یه زمانی آدم و حوا باید حالیشون بشه که وقتی تو بهشتن، سعی نکنن خودشونو بندازن از بهشت بیرون!

درخواست ما از مسوولین مملکت از بالا تا پایین (ترمز دستی آخر)

خواهشا به جای اینکه به ما حالی کنید بابامون سیاستمدار نبوده و بعدا خودتون تمام اشتباهات بابامونو بر وزن "ناشتان پتان ناشتان " خیلی بدتر مرتکب بشید، لطف کنید شعور داشته باشید و سعی کنید لااقل دیوان حافظ رو قبول داشته باشید یا حداقل سعی کنید حافظو بفهمید و به تاریخ این مرز و بوم به دور از پوچگرایی احترام بگذارید. ناشتان پتان ناشتان بدیهتا مشکل مارو توی زندگی حل نکرد اما خیلی از مشکلات خیلی مقامات مملکتی رو حل کرد که به هر حال ترمز دستی....

این فقط تاریخ بود، این چیز دیگری نیست

به عنوان یک ایرانی میتونم خیلی هم با اعتماد به نفس بگم که: قد خمیده ما سهلت نماید اما بر چشم دشمنان تیر از این کمان توان زد.... فکر نمیکنم خیلی ها حتی دوست داشته باشند که به عنوان یک ایرانی اون حرفو بزنن. خیلی ها دوست دارن که به عنوان یک ایرانی فقط مدل ماشینشونو عوض کنن.

بذار یه بار درست و حسابی بگم که من جنتی نیستم از جنتی هم خوشم نمیاد. اما مطمئنن یه فتنه ای تو این مملکت هست به نام خاتمی که زندگی خلق خدارو جهنم کرده، آره. همونایی که اونهمه زن افریطه در آستین پروردن فقط! آره اگه زن خوبی هستی جا داره که بهت بر بخوره! مردا رو هم که چطوری تربیت کرده خاتمی؟ ماشالله آروغ پشت آروغ در اقصی نقاط دنیا! آره، حالا دیگه همه چیو بهتون گفتم. حالا دیگه مسوولیتی در قبال کسی از شماها ندارم. حالا دیگه میتونید برید هر طور دوست داشتید زندگی کنید. حالا دیگه نیازی به من ندارید. منم جمعبندیم اینه که تا آخر عمر فقط باید با شعار ههههههههههههههقققققققققققااااااااااغیییییییییییی زندگی کرد چونکه تو این خرابشده کسی واسه چیز درست و حسابی ارزش قائل نیست. ذت زیاد. ترمز دستی. هر کوفت و زهر ماری که منم آدم بدی میکنه مثل همه آش و لاشایی که تو این مملکت زندگی میکنن.

من اگر تو این مملکت کاره ای بودم چکار میکردم؟ اولین کاری که میکردم میگرفتم هفت جد و آباد و ننه بابای کل زنایی که به وضوح فقط به خاطر مهریه شوهر کردن و بعد طلاق هم پدر شوهره رو در آوردن در میاوردم. حیف که من تو این مملکت کاره ای نیستم!

چرا نه؟

چرا نه؟ چون کدوم زن درست حسابی پیدا میشه که تو زندگیش یاد گرفته باشه به کسی مهر داشته باشه که کسی بخواد بهش مهر داشته باشه که بعد طلاق یا قبل طلاق بخواد بهش مهریه بده. همینجوری که راحتتره که!