پریروز اومده یه گزاره منطقی گذاشده جلوم متشکل از پی و کیو میگم خب چهارتا حالت داره. اگه هم پی درست باشه هم کیو درسته و در غیر اونصورت نادرست. میگه نه تو مشکلت از اینه که از اون دسته آدمهایی هستی که حتما باید پی و کیو درست دربیاد. یکم از اون منطق خشک بیا بیرون و به زندگی لطیف تر نگاه کن. میگم باشه حالا که تو مغزت درست کار نمیکنه اصلا هرچی تو بگی. میگه نه باید تو بگی. میگم اینجوری که نشد، نه منطق داریم نه هیچی حتما هم باید من بگم حتما هم میخوای بعدا بگی هرچی من گفتم اشتباهه. میگه نه داری پیشداوری میکنی ولی در هر صورت اون کار هم برای من برد محسوب میشه. میگم خب حداقل منطق که از این روش فاشیستی که تو در پیش گرفتی بهتره که. میگه نه اگه جای من باشی مسلما روش من بهتره. میگم خب همه که جای تو نیسن. میگه باز هم از همون دیدگاه خشک منطقی صحبت کردی چرا همه جای من نیستن؟ میگم باشه هرچی تو میگی فقط میشه ما دیگه با هم از این به بعد صحبت نکنیم؟ اصلا سلام هم نکنیم؟ همچین بر میخوره بهش که منم مجبور میشم تو زندگی کلا برم همون سیستم منطق خشک و در پیش بگیرم.