خیلی خب دیگه. در روزنامه بود که یه تعداد زیادی آدم به شلوغ بازی اصولگراهای افراطی (همون احمدی نجاد) در جریان سخنرانی حسن روحانی اعتراض کردند. انواع و اقسام آدمها از شیر مرغ تا جون آدمیزاد اعتراض کرده اند. حتی یعنی نوشته بودند که مصباح یزدی هم دیگه زده تو سر احمدی نجاد. حالا باید دید که تنوع و گوناگونی این شخصیت های معترض به اعتراض احمدی نجادی ها تا چه حد میتونه واقعا تاثیر گذار باشه؟ آیا کشور ما کشوری است که در آینده بر پایه عقاید این آدمهای متنوع که بعضا عقل خودشون هم البته درست کار نمیکنه، به نتیجه قابل توجهی در زمینه شعور سیاسی و اجتماعی میرسد؟ آیا کشور ما کشوری است که تندروهای مذهبی باز بر آن حاکم خواهند شد؟ در هر کدام از این دو شرایط چه مشکلات و چه مزایایی برای کشور وجود خواهد داشت؟ مثلا احمدی نجاد باز بیاد رییس جمهور بشه یا هرکی مثل احمدی نجاد مثلا جلیلی و اونا. خیال همه راحت میشه که دیگه فاتحه مملکت خونده است و همه دنیا هم با دمبشون گردو میشکنن که دیگه باب تو سری زدن به ایران هم ساده باز شد و دیگه همه رستگار میشیم چون دیگه اصلا نیازی نیست کار خاصی بکنیم. یه عده اومدن گند زدن به مملکت که از حمایت خارجی برای اختلاس و ... هم برخوردارند و دیگه خلاص. اصلا دیگه کی حوصله داره به زندگی و اهمیت و ارزشش فکر کنه اگه باز احمدی نجادیا بیان؟ یه حالت دیگه هم هست که فضای سیاسی ایران چه در داخل و چه در خارج مسیر پویایی رو حفظ خواهد کرد که به هر حال به موقعیت های حداقلی دست پیدا خواهیم کرد. البته اینکه میگم "خواهیم" خب مسلما الان کلی زن و دختر بیوه هست که دنبال شوهر میگرده از من بدش میاد که جای شوهر پیدا کردن براشون و افتتاح کارخونه قند و شکر و قند و عسل براشون دنبال سیاست و روزنامه و درس و اینجور کارهای نامربوط هستم. به هر حال یه وضعیتیه که احمدی نجاد اگه بیاد من مطمئنم با خودم مستقیما وارد خصومت شخصی میشه به عنوان رییس جمهور. و رحیم مشایی هم که از حمایت بانوان بیوه و بانوان خانه دار حوصله سر رفته برخورداره و در اون صورت من به عنوان نویسنده این وبلاگ شرایط سختی رو خواهم داشت. احتمالا الان اگه از خیابون رد میشم مثلا دو نفر پا تو کفشم میکنن که: " ممد، چرا عوض شدی؟! یه جوری شدی! اون ممد سابق نیستی؟ چرا سیگار میکشی؟ ممد! من باور نمیکنم تو اینجور تلف شدی از بین رفتی؟!" بعد میگم "داداش من ده ساله سیگار میکشم؟ الان هم سی و دو سالمه، احمدی نجاد و مشایی هم اگه میخوان بگو خودشون بیان ببینم حرف حسابشون چیه" بعد میگن "ممد، تو توهم زدی!" میگم "آره من توهم زدم ولی تو هم کور خوندی" بعد میگه " ممد، من واسه خودت میگم، من که دارم تو سواحل سانفرانسیسکو با جنیفر لوپز بانجی جامپینگ میکنم بدبخت" میگم "باشه ایرادی نداره، آفرین که از بغل محمود رسیدی به بانجی جامپینگ با جنیفر لوپز تو سواحل سانفرانسیسکو" بعد میگه "ممد تو توهم زدی!" بعد میگم "من که همون چیزیو گفتم که خودت گفتی" بعد میگه "ممد! چرا؟ مجبورم میکنی برم از در پشتی" میگم "اینکه چیز تازه ای نیست، برو کرمتو بریز، چنتا از این لوله ها گذاشتم سر رات مثل قارچ خور که برخورد میکرد به یه موانعی تو هم بخوری بهشون ضایع شی" بعد میگه "ممد، شاید اونطوری نیست، تو توهم زدی" بعد میگم "آره داداش، عجب توهمی، سگ و گربه، در و دیوار با آدم حرف میزنن" بعد میگه "ممد، من که نمیتونم قبول کنم این وضعیتو، تو توهم زدی" بعد میگم "آره تقصیر خودته که من توهم زدم. بعد میگه "ممد، تو توهم زدی..."