بلایا

به دلیل جلوگیری از بلایای طبیعی، زلزله، انواع سوختگی، ...

بلایا

به دلیل جلوگیری از بلایای طبیعی، زلزله، انواع سوختگی، ...

پروین اعتصامی

محتسب مستی به ره دید و گریبانش گرفت

مست گفت ای دوست این پیراهن است، افسار نیست

....

گفت مستی زان سبب افتان و خیزان میروی

گفت جرم راه رفتن نیست ره هموار نیست

....

گفت میباید تو را تا خانه قاضی برم

گفت رو صبح آی قاضی نیمه شب بیدار نیست

....

گفت نزدیک است والی را سرای آنجا شویم

گفت والی از کجا در خانه خمار نیست

....

گفت تا داروغه را گوییم در مسجد بخواب

گفت مسجد خوابگاه مردم بدکار نیست

....

گفت دیناری بده پنهان و خود را وارهان

گفت کار شرع کار درهم و دینار نیست

....

گفت از بهر غرامت جامه ات بیرون کنم

گفت پوسیده است، جز نقشی زپود و تار نیست

....

گفت می بسیار خوردی زان چنین بیخود شدی

گفت ای بیهوده گو حرف کم و بسیار نیست

....

گفت باید حد زند هشیار مردم مست را

گفت هوشیاری بیار اینجا کسی هوشیار نیست!

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.