آمریکا یک کشور دیگه هست در یک قاره دیگه که هزاران کیلومتر با ما فاصله داره. در آمریکا آزادیهای مفرطی وجود داره و این آزادی ها از طرفی زمینه پیشرفت و کسب قدرت رو برای آمریکایی ها فراهم میکنه و از سوی دیگر به آمریکا ضربه میزنه. گاهی یک اقلیت چند درصدی اگر از آزادی سوء استفاده کنند میتونن فاجعه به بار بیارن. این شاید اصلا مستقل از کشور مورد بحث اشتباه باشه! که آزادی های افراطی مثل آزادی حمل و خرید و فروش اسلحه در کشور وجود داشته باشه. همین حالا کلی گانگستر و غیره توی آمریکا هست و قدرت داره. هر چند وقت یه بار یکی میزنه هفت یا بیست و هفت تا بچه رو با شاتگان میکشه بعد هم خودشو میکشه! آمریکا پنجاه تا ایالت داره. ایالت های آمریکا با هم فرقهای بسیاری دارند. به اندازه ای که میشه هر ایالت رو یک کشور جدا در نظر گرفت. در آمریکا نژادهای بسیاری زندگی میکنند و زبانهای بسیاری وجود داره. در آمریکا دانشگاههای بسیار سطح بالا و قدرتمندی وجود داره. در آمریکا اقلیت بسیار نخبه و قدرتمندی وجود داره که بعضا زیر بار مشکلات جمعیت دویست سیصد میلیونی کمرشون خم میشه. در آمریکا یک طبقه متوسط وجود داره و مثل همه جای دنیا اختلاف طبقاتی هم بیداد میکنه. طبقه متوسط به نظر میرسه که باید شکل دهنده سیاست های اصلی حکومت باشند. یا در حکومت بیش از طبقات دیگر بهشون اهمیت داده بشه. چون مفهوم حکومت این هست که به عده ای که برای زندگی خودشون ارزش قائلند و از طرفی قشر زحمت کش و صادقی هستند باید اهمیت داد. در غیر اونصورت حکومت یا منحرف میشه یا رو به زوال میره. توقعی که از یک فرد آمریکایی در دنیا میره خیلی بالا هست. به اون اندازه که باید آمریکا قدرت برتر دنیا باشه. آمریکایی ها هم در سنین جوانی میانسالی و حتی پیری اصلا تحمل ندارند که قدرت برتر دنیا نباشند. به نظر من شاید یک مشکل اساسی آمریکا که همه دیدگاه سلطه طلبانه در این کشور ایجاد میکنه و هم امنیت این کشور رو به خطر می اندازه همین دیدگاهی هست که آمریکا حتما باید قدرت برتر دنیا باشه. آمریکا مسلما قدرت برتر دنیا هست. اما قدرت هم به روش صحیح و مفید میتونه بدست بیاد و هم به روش غیر صحیح و مضر. ریشه کن کردن قدرت غیر صحیح و مضر در آمریکا احتمالا میتونه به این کشور و سایر دنیا کمک زیادی بکنه. یک ویژگی مثبت آمریکا هم این هست که همیشه عده ای هستند که به طور پیگیر بدنبال رفع مشکلات هستند و سخت تلاش میکنند.